موضوع: رويايي دارم!

تاریخ: 1396-06-20

در روزی چون امروز و پس از مبارزه و خشونت شهر «بيرمنگهام»، به منظور يادبود و بزرگداشت صدمين سال لغو بردگي در آمريکا در تاريخ 28 اوت 1963، راهپيماي هایي به طرف واشنگتن ترتيب داده شد. حدود 250 هزار نفر در مرکز شهر واشنگتن جمع شدند. افراد سرشناسي در آنجا به سخنراني پرداختند، از جمله «مارتین لوتر کینگ » رهبر جنبش حقوق مدنی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبارکه همه مشتاقانه انتظار مي کشيدند تا سخنانش را بشنوند. سخنراني تاريخي «مارتین لوتر کینگ » درآن جمع و آن روز، حرفهايي بود که به تاريخ پيوست و تا به امروز، آزاديخواهان به آن اشاره مي کنند. مارتين لوتر كينگ در اين سخنرانی مشهور و زيبا با عنوان «رویایی دارم»سخنانی را بر زبان راند که بخشی از آن را در اینجا مرور می کنیم:

به یک معنا ما به پایتخت ملت آمده ایم، تا چکی را نقد کنیم. هنگامی که معماران این جمهوری کلمات با شکوه قانون اساسی و اعلامیه استقلال را می نگاشتند، تعهد نامه ای (چکی) را امضا کردند تا هر آمریکایی وارث آن خزانه باشد. این چک، تعهدی بود برای تضمین حقوق تمام انسان ها... بدیهی است که امروز آمریکا در توزیع این چک، کوتاهی کرده و با شهروندان بر اساس رنگ، تبعیض قایل شده است. به جای تکریم و احترام این چک،( پیمان ) مقدس، آمریکا به سیاه پوستان چک جعلی داده، چنان چه در بازگشت بر این چک مهر( بودجه ناکافی) خورده است. اما ما نمی توانیم بپذیریم که عدالت ورشکسته شده است.
ما به اینجا آمده ایم تا آمریکا را از فوریت موضوع با خبر سازیم. زمان آن نیست که آمریکا ما را با داروی آرام بخش تدریج گرایی به وعده فرداها واگذارد و برای فروکش کردن خشم مان فریب دهد. زمان آن است که وعده های دموکراسی واقعی شود.
نکته ای است که من باید با شما در میان بگذارم، شمایی که بر سکوی این صفحه داغ ایستاده اید صحنه ای که مارا به کاخ عظیم دادخواهی رهنمون می کند. در اسنادی داد خواهی نباید مرتکب بی دادگری شویم. نباید تشنگی آزادی را با نوشیدن از جام نفرت رفع کنیم. ما باید همواره مبارزه مان را بر فراز بلند بالهای نظم و وقار نگه داریم. مبادا شان این اعتراض خلاق را با خشونت های فیزیکی فرو کاهیم. ما همواره برخوردهای فیزیکی را با ارتفاعات با شکوه قدرت روح مان پاسخ خواهیم داد.

هستند کسانیکه از سر سپردگان حقوق مدنی می پرسند، ( شما کی آرام می گیرید؟) ما هرگز آرام نمی گیریم ...من بی خبر نیستم از این که برخی از شما محاکمه ها وسختی های بزرگی دیده اید. برخی از شما تازه از زندان های تنگ و تاریک آزاد شده ایدو برخی از شما از مناطقی آمده اید که رویای آزادی تان با ضرب و شتم محاکمه و طوفان توحش پلیس سرکوب شده است. شما مصیبت دیدگان راه رنج خلاق اید. و همواره با همان ایمان راسخ به راه تان ادامه دهید که رنج و عذاب ناخواسته موجب رستگاری است. …وبه شما می گویم، دوستان من: مبادا غرق در باتلاق نا امیدی شویم.

من رویایی دارم که روزی فرا خواهد رسید، که تمام دره ها پرخواهد شد، تمام کوه ها و تپه ها پایین خواهد آمد، نا همواری ها هموار خواهد شد، و ناراستی ها راست خواهد شد وجلال خداوند آشکار خواهد شد و همه گوشت و اعضای مان شاهد خواهد بود.

این است آرزوی ما، و این است ایمان ما که با خود به جنوب خواهم برد. با این ایمان از کوه یاس سنگ آرزوی مان را می تراشیم. با این ایمان، آهنگ ناهماهنگ وطن را به سمفونی زیبای آهنگ برادری مبدل خواهیم کرد. با این ایمان، ما قادر به کار مشترک خواهیم شد، با این امید که روزی آزاد خواهیم شد...با این ایمان است که ما قادر به همکاری با یکدیگر خواهیم شد. با هم دعا خواهیم کرد، با هم به مبارزه خواهیم رفت با هم زندانی خواهیم شد، برای آزادی کنار هم خواهیم ایستاد با این امید که روزی آزاد خواهیم شد.

جهت دانلود پی دی اف خبر کلیک کنید.